به نام خداوند عدالت و آزادی
بیانیه حزب عدالت و آزادی افغانستان به مناسبت ۲۵ سپتامبر روز یادبود از نسلکشی هزارهها
۲۵سپتامبر روز یادبود نسلکشی هزارهها، فرصتی برای بهیادآوری، بازخوانی تاریخ، دادخواهی برای عدالت و تجدید پیمان برای ساختن آیندهای عاری از تبعیض، خشونت و استبداد است. نسلکشی هزارهها یکی از طولانیترین و گستردهترین نسلکشیها در تاریخ بشر است. از روزی که عبدالرحمان جلاد در 134 سال قبل به یکی از بزرگترین قتل عامهای تاریخ سرزمین ما دست زد متاسفانه تا کنون این رویه ضد انسانی تا کنون ادامه دارد و هزارهها همچنان نه تنها در معرض نسلکشی بلکه در مخاطره وجودی قرار دارد.
هزارهها و هزارستان از روزی که به گواهی تاریخ حدود 62فیصد از جمعیت خود را از دست داد تا کنون در معرض انواعی از ستم و جنایت و نسلکشی قرار داشته اند. آنان در این راستا نه تنها قتلعامهای گسترده و هدفمند را تجربه کرده اند بلکه همواراه و تا کنون در معرض تبعیض سیستماتیک، کتمان آگاهانه، غصب سرزمین و جایدادها، حذف فرهنگ و عنعنات مذهبی و دینی و سرکوب مداوم در عرصههای اجتماعی،َ فرهنگی، اقتصادی و سیاسی قرار داشته اند. با تاسف باید اذعان کرد که هزارهها در عصر کنونی که بدون شک سیاهترین دوره تاریخ افغانستان نیز هست، غمبارترین و خطرناکترین دوره تاریخی خود را تجربه میکنند.
زیستجهان امروز هزاره تنها میراث خون و قساوت عبدالرحمانی و غصب سرزمین و کشتارهای هدفمند نیست بلکه آنها امروز به تمام معنی در معرض انسانیتزدایی کامل قرار گرفته اند و از این رو در معرض نابودی و حذف نهایی قرار دارند. طالبان به مثابه میراثداران اصلی عبدالرحمان جابر همان پروژهای را در حال تکمیل اند که عبدالرحمان در مشوره با اربابان خارجی خویش برای تصاحب کامل و غصب کلیت سرزمین افغانستان روی دست گرفته بود.
اگر امروز زنان، اقوام، اقلیتهای محروم، زبانها و خردهفرهنگهای متکثر افغانستان در معرض تبعیض سیستماتیک و بی عدالتی مطلق قرار دارند، هزارهها به گونه مضاعف این بیعدالتی را تجربه میکنند و نه تنها در معرض تبعیض و ستم بلکه در معرض نابودی قرار دارند.
حزب عدالت و آزادی افغانستان در این روز، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره هزاران زن، مرد، کودک، دانش آموز، دانشجو، کارگر، روحانی، روشنفکر و شهروند هزاره که در بیش از یک قرن گذشته قربانی سیاستهای تبعیضآمیز،
کشتارهای جمعی، کوچ اجباری، محرومیت و خشونت سازمانیافته بودهاند، بار دیگر بر حق مسلم مردم هزاره برای زندگی شرافتمند، آزادی، برابری، امنیت، کرامت انسانی و مشارکت عادلانه در سرنوشت افغانستان تأکید میکند.
از همین رو مناسب است که همگام با سایر هموطنان و همه عدالتخواهان و آزادی طلبان کشور نکاتی را به مناسبت 25 سپتامبر یادآوری کنیم:
الف- تاریخ را فراموش نمیکنیم
تاریخ هزارهها با رنج، مقاومت و ایستادگی در برابر استبداد و تبعیض گره خورده است. از کشتارها و کوچهای اجباری دوره عبدالرحمان خونآشام تا قتلعامهای مزارشریف، یکاولنگ، بامیان و دیگر نقاط افغانستان و از حملات خونین به مکاتب، مساجد، مراکز آموزشی، ورزشگاهها و اجتماعات هزارهها در سالهای اخیر تا کشتارهای هدفمند پس از بازگشت طالبان به قدرت، یک حقیقت قابل کتمان نیست و آن این است که: جامعه هزاره بارها هدف خشونت و تبعیض سیستماتیک و در یک کلام در معرض نسلکشی قرار گرفته است و پرونده عدالت هنوز گشوده است.
از همین رو یادآوری این تاریخ به معنای اسیر ماندن در گذشته و یا نفرت از قوم و کتله دیگر نیست؛ بلکه ضرورتی برای جلوگیری از تکرار آن است.
بنابراین تاریخ یک بار دیگر همه ما را بر سر یک دوراهی سرنوشت ساز قرار میدهد:
این که آیا همگام با ستمدیدگان باشیم و یا همراه با قاتلان و ستمگران. این آزمونی نه تنها برای هزاره بلکه محکی برای همه ساکنان این سرزمین است که تا چه اندازه به ارزشهای انسانی و انسانیت باورمند هستند.
ب- نسلکشی ادامه دارد
در سالهای اخیر، علاوه بر حملات تروریستی گروههای افراطی، رویدادهایی چون اخراج و کوچ اجباری خانوادههای هزاره از زمینهای شان، محدودیتهای مذهبی و فشار بر جامعه شیعه و هزاره از سوی گروه حاکم، واقعیتهای تلخ روزگار ما است.
کشتارهای هدفمند و دستهجمعی و ترورهای زنجیرهای پس از روی کار آمدن گروه طالبان، کوچهای اجباری و تصاحب و غصب سرزمین و جایدادهای متعلق به هزارهها و شیعهها که در روزها و ماههای اخیر به صورت هدفمند تشدید یافته است بر هیچ کسی پوشیده نیست. امر تخلیه شهرک نوآباد در غزنی، تخلیه اجباری و تصاحب شهرک امید سبز، غصب مجتمع خاتم النبیین در کابل، بگیر و ببند خودسرانه وزیر نامنهاد عدلیه گروه طالبان و دهها مورد دیگر در نقاط افغانستان، شواهد انکار ناپذیر از تنگ شدن هرچه بیشتر عرصه بر هزاره ها است.
به همین خاطر نسلکشی را نباید تنها در قالب کشتار جمعی و انفجار دید؛ حذف اجتماعی، محرومیت سیستماتیک، کوچ اجباری، سلب حق آموزش و مشارکت، سرکوب هویت و فرهنگ و ایجاد شرایطی که زندگی امن و برابر را برای یک گروه قومی و مذهبی خاص ناممکن سازد نیز باید با دقت و بر اساس معیارهای حقوق بینالمللی به عنوان مصادیق روشن از نسلکشی بررسی و مستندسازی شود. تمام موارد پیش گفته در نقاط مختلف کشور نسبت به هزارهها به طور سیستماتیک و هدفمند در حال تطبیق است.
ج- سلطه نامشروع و ضرورت مقاومت همهجانبه
افغانستان امروز تحت سلطه نامشروع گروهی قرار دارد که هیچ باوری به اراده عمومی و حق حاکمیت مردم ندارد. گروهی که تنها بر پایه ترور و انتحار و حمایت خارجی و بر اساس یک توطئه بین المللی مقدرات کشور را به دست گرفته است و اکنون نه تنها به منابع سرمایههای ملی بلکه حتی به مردمان این سرزمین به چشم غنیمت مینگرد و با آنها به مثابه غنیمت جنگی برخورد میکند.
از همین رو منابع عایداتی کشور میان سران گروه طالبان به مثابه غنایم جنگی تقسیم گردیده است و زنان به مثابه نیمی از پیکره جامعه نه تنها از تمام حقوق اولیه خویش محروم گردیده اند بلکه به آنان چونان کنیز و برده نگاه میشود. بر اساس گزارشهای موثق نهادهای معتبر بین المللی میان سردمداران و صاحب منصبان طالب نوعی مسابقه در تعدد زوجات وجود دارد که نشانه آشکار از زیر پا گذاشتن کرامت و حق زنان آزاده کشور است.
محدودیت گسترده بر آموزش و کار زنان، سرکوب رسانهها و جامعه مدنی، بازداشتهای خودسرانه و محدودیت آزادی بیان، از جمله مسائلی اند که در گزارشهای اخیر حقوق بشری مستند شده اند.
بنابراین ایجاب میکند که یک خیزش سراسری و مقاومت همهجانبه علیه این گروه تروریستی و جهالتپرور شکل گیرد و همه جناحها و گروههای سیاسی مبارزات خویش را در راستای محو این گروه منسجم سازند. بدون شک مبارزه با چنین هیولایی در تمام اشکال آن نه تنها از لحاظ شرعی و حقوقی جواز دارد بلکه از ضرورتهای مبرم روزگار ما است.
د- ضرورت وحدت و همبستگی جامعه هزاره و شیعه
۲۵سپتامبر علاوه بر این که یادآور وقایع تلخ کشتار و حذف جامعه هزاره از معادلات سیاسی کشور است، یادآور تلخکامیهای شکست و عوامل آن نیز هست. متاسفانه باید اذعان کرد که یکی از عوامل مهم شکست در برابر عبدالرحمان جلاد عدم وحدت و دورنگری بزرگان و سران آن روز هزاره است. با تاسف باید اذعان کرد که این امر تا کنون در اشکال مختلف جریان دارد و از همین رو یکی از عوامل ناکامیهای سیاسی در طول تاریخ معاصر ما بوده است.
در روزگار کنونی که جامعه هزاره و شیعه به طور جدی و بیش از هر زمان دیگر در مخاطره وجودی قرار دارد، اختلافها و شقاقها هر روز رنگ عوض میکنند و بر هستی این جامعه آتش میافکنند. بدون تردید در پشت این تفرقهافکنی دستان ناپاک کارگزاران حذف و تبعیض و احیانا استخبارات کشورهای بیرونی نهفته اند. عجیب هم آن است که آتش بیاران معرکه همواره انگشت روی نقاط حساسیت برانگیز و خطوط سرخ جامعه هزاره و شیعه مینهند.
حزب عدالت و آزادی افغانستان در این روز تاریخی، جامعه هزاره و شیعه را به همبستگی، وحدت، همگرایی و همکاری فراگیر فرا میخواند. نسلکشی و تبعیض، مرزهای جغرافیایی، سیاسی و اجتماعی نمیشناسد.
بنابراین پاسخ به آن نیز نیازمند همبستگی گسترده است. ما معتقدیم که اختلاف در دیدگاههای سیاسی، فکری، مذهبی و نسلی در یک جامعه زنده و پویا طبیعی است اما این اختلافها نباید به شکافهای مخرب و فرساینده تبدیل شود.
وحدت جامعه هزاره به معنای یکساناندیشی نیست بلکه به معنای یعنی همصدایی بر سر اصول بنیادینی چون: کرامت انسانی، برابری، عدالت، آزادی، امنیت، آموزش، مشارکت سیاسی و حق زندگی در سرزمین خویش است. لذا از همه جریانهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، دانشگاهی، مدنی، رسانهای و نسل جوان هزاره میخواهیم که در عین حفظ استقلال فکری و سیاسی خود، بر محور منافع مشترک و حقوق اساسی جامعه و در راستای مبارزه با دشمن مشترک، زمینه همگامی و همگرایی بیشتری فراهم کنند.
با توجه به نکات فوق حزب عدالت و آزادی افغانستان یک بار دیگر بر موارد زیر تأکید میکند:
۱- مستندسازی نظاممند جنایات علیه هزارهها و نسلکشی این کتله قومی و مذهبی و حفظ اسناد و شواهد برای نسلهای آینده،
۲- بررسی مستقل و بیطرفانه حملات و جنایات علیه هزارهها و سایر اقلیتهای قومی و مذهبی افغانستان،
۳- توجه جدی نهادهای بینالمللی، سازمان ملل متحد و سازوکارهای عدالت بینالمللی به پرونده نسلکشی هزارهها،
۴- پاسخگویی عاملان جنایات علیه هزارهها و پایان دادن به فرهنگ معافیت از مجازات،
۵- حمایت مؤثر از قربانیان و بازماندگان حملات تروریستی و خشونتهای سازمانیافته،
۶- جلوگیری از کوچ اجباری و غصب زمینهای مردم و تضمین حق مالکیت مردم،
۷- تضمین آزادی مذهبی و حقوق برابر شهروندان شیعه و سایر اقلیتهای مذهبی و برچیدن هرگونه مناسبات ناعادلانه و تبعیض آمیز،
۸- بازگشایی مکاتب و دانشگاهها به روی دختران و تضمین حق آموزش برای همه کودکان و جوانان افغانستان،
۹- مشارکت واقعی زنان در عرصههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی،
۱۰- ایجاد یک نظام سیاسی برخاسته از اراده مردم که خود به گونه افقی و عمودی بر سرنوشت خویش حاکم باشند.
۱۱-حمایت جامعه جهانی از نیروهای مدنی، حقوق بشری، زنان، روزنامهنگاران و مدافعان آزادی و عدالت در افغانستان.
حزب عدالت و آزادی افغانستان
۲۴ سپتامبر ۲۰۲۶
















