پنج‌شنبه 7 حوت 1404 برابر با Thursday, 26 February , 2026
حزب عدالت و آزادی افغانستان

Justice and Freedom Party of Afghanistan

چرایی فدرالیسم در افغانستان

معرفی کتاب

«چرایی فدرالیسم در افغانستان» 

فدرالیسم تا چندی پیش در افغانستان واژه‌ای حساس و حتی تابوشکنانه تلقی می‌شد. سخن گفتن از آن، نوعی خیانت ملی و اقدامی در جهت تجزیه کشور به شمار می‌رفت. هنوز هم برخی از جریان‌هایی که به تداوم هژمونی قومی باور دارند، طرح فدرالیسم را گناهی نابخشودنی می‌دانند و آن را هم‌معنای فروپاشی وحدت ملی معرفی می‌کنند. با این حال، در دو دهۀ اخیر، فدرالیسم به‌سرعت از حاشیه به متن گفتمان سیاسی کشور راه یافته و به یکی از موضوعات اصلی مباحث روشنفکران، احزاب و نخبگان سیاسی تبدیل شده است. اکنون شمار گسترده‌ای از جریان‌های سیاسی یا آشکارا از ضرورت نظام فدرالی سخن می‌گویند یا در قالب مفاهیمی چون  نظام غیرمتمرکز، توزیع قدرت و تکثرگرایی سیاسی، همان اندیشه را پی می‌گیرند.

استفادۀ گسترده از اصطلاح «فدرالیسم» به‌ویژه از زمانی اوج گرفت که شهید عبدالعلی مزاری این مفهوم را برای نخستین‌بار در ادبیات سیاسی کشور مطرح ساخت و پیش‌نویس قانون اساسی دولت فدرال افغانستان را توسط حزب وحدت اسلامی به نگارش درآورد. از آن زمان تا امروز، فدرالیسم از یک ایدۀ جنجالی به گفتمانی مورد توجه و قابل بحث بدل شده است. در سایۀ تداوم بحران سیاسی، شکاف‌های قومی، تمرکز قدرت و ناکارآمدی ساختارهای سنتی حکومت، این گفتمان اکنون در مسیر تبدیل شدن به چارچوب مسلط تفکر سیاسی افغانستان است.

کتاب «چرایی فدرالیسم در افغانستان» تألیف استاد سرور دانش که در آستانۀ سی‌ویکمین سالگرد شهید وحدت ملی استاد مزاری منتشر شده است، به‌روشنی در پی تبیین بنیادهای نظری، تاریخی و سیاسی این تحول است. نویسنده در این اثر می‌کوشد نشان دهد که گذار از ساختار متمرکز قدرت و حرکت به‌سوی نظامی غیرمتمرکز، تکثرگرا و مشارکت‌محور، تنها راه نجات کشور از بن‌بست تاریخی بحران دولت‌سازی است. این کتاب در شش فصل تنظیم شده و هر فصل به یکی از ابعاد نظری، تجربی و کاربردی فدرالیسم در بستر افغانستان اختصاص دارد.

فصل اول: فدرالیسم؛ چرا و چگونه؟ 

در آغاز کتاب، نویسنده با زبانی منطقی و اقناعی، به نقد گفتمان قدرت قومی و ریشه‌های ناکامی دولت ملی مرکزگرا در افغانستان می‌پردازد. تمرکز بی‌حد قدرت در کابل، انحصار تصمیم‌گیری در یک طبقه محدود و بی‌توجهی به تنوع قومی و فرهنگی جامعه، موجب بی‌ثباتی مزمن سیاسی شده است. نویسنده در این فصل، ضمن بررسی تجربه دیگر کشورها، چگونگی گذار از وضعیت موجود به سوی دولتی فدرال، پایدار و «ادغام‌پذیر» را تبیین می‌کند. او فدرالیسم را نه در تقابل با وحدت ملی بلکه به‌عنوان شیوه‌ای برای حفظ آن از مسیر عدالت سیاسی، تقسیم مسئولانۀ قدرت و مشارکت برابر همه اقوام معرفی می‌کند.

فصل دوم: چگونگی تدوین قانون اساسی فدرال و ویژگی‌های آن 

این بخش به فرایند تدوین و بازنگری پیش‌نویس قانون اساسی جمهوری فدرال افغانستان می‌پردازد؛ پیش‌نویسی که از سوی مجمع فدرال‌خواهان و با مدیریت استاد دانش تکمیل شد. پیش‌تر، حزب وحدت اسلامی افغانستان در دوران رهبری شهید مزاری نخستین مسودۀ قانون اساسی فدرالی را تنظیم کرده بود. کتاب توضیح می‌دهد که چگونه این تلاش دوم، با نگاهی علمی و در پرتو تجربه‌های جهانی، گامی مهم در نهادینه‌سازی گفتمان فدرالیسم در سپهر سیاسی کشور محسوب می‌شود. در این فصل، اصول ساختاری قانون فدرال از قبیل توزیع صلاحیت‌ها بین دولت ملی و واحدهای محلی، سازوکار نظارت، حقوق اقلیت‌ها و توازن قوا میان قوه‌های سه‌گانه معرفی می‌گردد.

فصل سوم: فدرالیسم در افغانستان؛ پرسش‌ها و نگرانی‌ها 

با گسترش ایده فدرالیسم، پرسش‌ها و نگرانی‌های متعددی نیز در جامعه پدید آمد. برخی از این دغدغه‌ها از سر دلسوزی و نگرانی برای وحدت ملی است و برخی دیگر ریشه در تبلیغات سیاسی مخالفان دارد. در این فصل، نویسنده با روشی تحلیلی به برجسته‌ترین پرسش‌ها پاسخ می‌دهد؛ از جمله اینکه:

آیا فدرالیسم زمینه‌ساز تجزیه کشور است؟

آیا این نظام با هویت اسلامی افغانستان سازگار است؟

آیا می‌تواند عدالت قومی و منطقه‌ای را تضمین کند؟

استاد دانش در هر مورد با دلایل تاریخی، حقوقی و تجربی نشان می‌دهد که فدرالیسم، ابزار فروپاشی کشور نیست بلکه راهی برای اداره عادلانۀ جامعه‌ای متکثر است.

در بخشی از فصل، به پرسشی جنجالی نیز پاسخ داده می‌شود: «نسبت استاد سرور دانش با فدرالیسم چیست و چرا در دوران معاونت ریاست جمهوری از آن سخن نمی‌گفت؟» او توضیح می‌دهد که در شرایط حساس دولت وحدت ملی، ملاحظات سیاسی مانع طرح آشکار موضوع بود، اما باور به فدرالیسم همواره در ذهن و گفتار آکادمیک او حضور داشته است. این پاسخ مستند و شفاف، بسیاری از سوءتفاهم‌ها را رفع می‌کند.

فصل چهارم: نظریه سیاسی فدرالیسم و استراتژی دولت‌ها در مواجهه با جوامع چندپاره 

در این فصل، دیدگاه‌های نظری فدرالیست‌های برجسته بررسی و الگوهای گوناگون تمرکززدایی تحلیل می‌شود. نویسنده نشان می‌دهد که چگونه دولت‌های چندقومیتی جهان با بهره‌گیری از نظام‌های فدرالی توانسته‌اند بحران‌های ملی، قومی و زبانی را اداره کنند. موضوعاتی چون تقسیم صلاحیت میان سطوح مختلف حکومت، سیاست خارجی در نظام فدرال، چگونگی مدیریت منابع طبیعی و مالی، حقوق اقلیت‌ها، و نسبت میان خودگردانی محلی و حفظ اقتدار ملی از محورهای اصلی این بخش است. این فصل از نظر تئوریک، غنی‌ترین بخش اثر به شمار می‌رود و تصویری روشن از ظرفیت فدرالیسم برای جوامع درگیر کشمکش‌های ساختاری ارائه می‌دهد.

فصل پنجم: دولت یثرب؛ نخستین دولت مبتنی بر قرارداد اجتماعی 

نویسنده در این فصل، با بررسی تجربه تاریخی دولت مدینه (یثرب) در زمان پیامبر اسلام(ص)، نشان می‌دهد که بنیادهای هم‌زیستی و تنوع‌پذیری در نخستین دولت اسلامی نیز وجود داشته است. «میثاق مدینه» به‌منزلۀ یک قرارداد اجتماعی، نمونه‌ای از پذیرش تنوع قومی و دینی در چارچوب یک حاکمیت واحد بود. نویسنده با تحلیل دقیق مفاد این پیمان، نشان می‌دهد که پیامبر اسلام نظامی مبتنی بر «شراکت، مسئولیت متقابل و احترام به تفاوت‌ها» بنا نهاد؛ اصولی که در ماهیت خود با روح فدرالیسم مدرن هم‌سویی دارد. او بدین ترتیب، به دیدگاه‌های منتقدانی پاسخ می‌دهد که فدرالیسم را مغایر با شریعت اسلامی می‌پندارند.

فصل ششم: تغییر نظام سیاسی به نظام فدرال؛ هدف اساسی شهید مزاری 

فصل پایانی در آستانۀ سی‌ویکمین سالیاد شهادت استاد عبدالعلی مزاری به بازخوانی اندیشه عدالت‌خواهیِ ایشان اختصاص دارد. استاد مزاری فدرالیسم را نه یک خواست قومی بلکه ضرورتی ملی برای عدالت، توسعه و مشارکت برابر می‌دانست. نویسنده ضمن بررسی دیدگاه‌ها، سخنرانی‌ها و منش سیاسی او، نشان می‌دهد که شهید مزاری چگونه مفهوم فدرالیسم را در متن مبارزه با تبعیض و برای برقراری توازن در ساخت قدرت طرح کرد. بنابراین، فدرالیسم در دستگاه فکری شهید مزاری نه صرفاً یک ساختار اداری، بلکه جلوه‌ای از عدالت اجتماعی و صلح پایدار است.

نویسنده و جایگاه اثر 

استاد سرور دانش از چهره‌های علمی و حقوقی برجسته افغانستان است که طی سال‌های گذشته، آثار متعددی در حوزه فدرالیسم، قانون اساسی و حقوق عمومی منتشر کرده است. او از بنیان‌گذاران مجمع فدرال‌خواهان افغانستان و از طراحان اصلی مسودۀ قانون اساسی دولت فدرال به شمار می‌رود. کتاب حاضر، تازه‌ترین پژوهش مستقل او در زمینه تبیین نظری و فلسفی فدرالیسم است و می‌توان آن را جمع‌بندی دهه‌ها تجربه علمی، سیاسی و مدیریتی وی دانست.

در کنار نویسنده، بنیاد اندیشه نیز در معرفی، ترویج و گسترش این مباحث نقش بسزایی داشته است. این نهاد تاکنون چندین مجموعه و ویژه‌نامه دربارۀ فدرالیسم و عدالت سیاسی منتشر کرده و به مرکزی اندیشه‌ورز در حوزه نهادسازی سیاسی بدل شده است. استاد دانش که ریاست عمومی بنیاد اندیشه را بر عهده دارد، محور اصلی بسیاری از پروژه‌های فکری این بنیاد است و بی‌تردید در گسترش ادبیات فدرالیسم در قلمرو فارسی‌زبانان سهمی ماندگار دارد.

جمع‌بندی 

کتاب چرایی فدرالیسم در افغانستان فراتر از یک اثر نظری است؛ این کتاب تلاشی است برای بازخوانی ریشه‌های بحران دولت ملی و ارائه راهی عملی برای اداره عادلانه کشوری چندقومیتی، متنوع و تاریخی چون افغانستان. استاد دانش، با اتکاء به تجربه‌های جهانی و مبانی اسلامی، استدلال می‌کند که فدرالیسم نه ابزاری برای جدایی، بلکه سازوکاری برای همزیستی، عدالت و ثبات است.

این مجموعه برای پژوهشگران علوم سیاسی، جامعه‌شناسان، دانشجویان حقوق اساسی و نیز فعالان سیاسی و مدنی که دغدغه اصلاح ساختار قدرت در افغانستان دارند، مرجعی ارزشمند و راهگشا به شمار می‌رود.

برای دانلود کتاب از کتابخانه بنیاد اندیشه اینجا کلیک شود

پیوند کوتاه:

https://jfp-af.org/?p=4475

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین عناوین
پر بازدیدترین ها
PHP Code Snippets Powered By : XYZScripts.com