(شورای عالی مقاومت برای نجات افغانستان- 24 حوت 1403)
اشاره:
به تاریخ جمعه ۲۴ حوت ۱۴۰۳ از سی امین سالگرد شهادت رهبر شهید استاد مزاری توسط شورای عالی مقاومت ملی برای نجات افغانستان طی مراسم باشکوهی تجلیل به عمل آمد و سخنرانان به تفصیل در مورد اندیشه و شخصیت شهید مزاری سخن گفتند.
آجندای این نشست به ترتیب ذیل تنظیم و اجرا گردید:
۱- تلاوت چند از آیات گلام الله مجید توسط محترم مولوی صاحب عبدالله قرلق؛
۲- خیر مقدم و خوش آمدید و اعلام آجندا توسط محترم همایون خیری گرداننده مجلس و رییس دارالانشا شورای عالی مقاومت ملی برای نجات افغانستان؛
۳- سخنرانی محترم محمد یونس قانونی عضو شورای رهبری شورای عالی مقاومت.
۴- سخنرانی محترم حاجی احمد مسعود عضو شورای رهبری شورای عالی مقاومت.
۵- سخنرانی محترم مولانا حبیب الرحمن سیاف عضو شورای رهبری شورای عالی مقاومت.
۶- سخنرانی محترم استاد سرور دانش عضو شورای رهبری شورای عالی مقاومت.
۷- سخنرانی محترم محمد عمر داود زی عضو شورای رهبری مجمع ملی؛
۸- سخنرانی محترم خالد پشتون عضو شورای رهبری شورای عالی مقاومت.
۹- پیام محترم مارشال عبدالرشید دوستم عضو شورای رهبری شورای عالی مقاومت.
۱۰- پیام محترم صلاح الدین ربانی عضو شورای رهبری، توسط محترم داکتر مهدی یار.
۱۱- سخنرانی محترم استادحاجی محمد محقق عضو شورای رهبری شورای عالی مقاومت.
۱۲- دعای ختم مجلس توسط جناب الحاج محرابعلی دانش معاون کمیته علماء شورای عالی مقاومت.
اکنون آنچه مطالعه می کنید متن سخنان استاد سرور دانش رئیس حزب عدالت و آزادی افغانستان و عضو شورای رهبری شورای عالی مقاومت ملی برای نجات افغانستان است که در این مراسم ایراد گردید.
مشروعیت و کارآمدی نظام سیاسی
رهبران معظم سیاسی و جهادی، شخصیتهای سیاسی، علمی و فرهنگی، حضار و مهمانان گرامی، مردم آزاده و عزتمند افغانستان! السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
در ابتدا فرارسیدن سیامین سالیاد شهادت بزرگمرد عدالتخواه، مجاهد و مبارز سترگ آزادیخواه رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری و یارانش را به ملت بزرگ افغانستان و پیروان صدیق و وفادار شهید مزاری تسلیت میگویم. همچنین سالروز حماسه قیام مردم مسلمان هرات در سال 1357 را گرامی داشته و به روان تابناک شهدای این قیام تاریخی درود میفرستیم.
هرچند امروز قاتلان شهید مزاری که غاصبانه بر اریکه قدرت در افغانستان تکیه زدهاند، برگزاری مراسم گرامیداشت از شهید مزاری و سایر شهدای نامدار ما را در داخل کشور ممنوع قرار دادهاند و تلاش میکنند که نمادها، آثار و یاد آنان را نیز محو کنند، زیرا از نام و یاد آنان خواب راحتشان به کابوس وحشت تبدیل شده و لرزه بر جان و کاخ ستمآبادشان میافتد. اما آنان باید بدانند که روزی در قبال جنایت نابخشودنی شهید ساختن استاد مزاری و یارانش باید جواب بدهند و در یک محکمه عادلانه باید محاکمه شوند. آنان همچنین باید بدانند که شهید مزاریها، شهید ربانیها، شهید مسعودها، شهید کاظمیها، شهید جنرال عبدالرازقها و شهدای دیگری مانند آنان، امروز در وجود میلیونها انسان این سرزمین تکثیر شده و یاد و اندیشه آنان به نقشه راه ملت تبدیل گردیده و از آنان به عنوان مظهر عدالت، عزت و آزادگی به مراتب با شکوهتر از گذشته، نه تنها در افغانستان بلکه در صدها شهر و کشور دنیا نیز تجلیل خواهد شد.
حضار گرامی!
با اغتنام از فرصت و با الهام از اندیشههای بلند شهید مزاری، دلایل و عوامل بحران و وضعیت نابسامان و بنبست سیاسی کنونی کشور را به اختصار مورد بحث قرار میدهیم.
بدون شک ریشه هر نوع بحران و بنبست سیاسی در هر کشوری، ارتباط مستقیم به مشروعیت نظام سیاسی و کارآمدی آن دارد. هرگاه یک نظام فاقد مشروعیت و مقبولیت باشد و نتواند به صورت قانونمند، نظاممند و عادلانه، قدرت سیاسی را اعمال کند، با بن بست مواجه میگردد. به همین جهت در کارآمدی یک نظام سیاسی دو اصل بسیار مهم تأثیرگذار است: یکی اصل «مشروعیت» در شکلگیری نظام سیاسی و دوم اصل «توزیع عادلانه» قدرت سیاسی. این دو اصل را در پرتو اندیشه سیاسی شهید مزاری به اختصار توضیح خواهم داد.
- معیار مشروعیت:
مهمترین معیار مشروعیت از دیدگاه شهید مزاری رأی و اراده مردم است، زیرا مطابق جدیدترین نظریات حقوقی و سیاسی و حتی از نگاه اندیشه دینی، خداوند انسان را حاکم بر سرنوشت خویش آفریده و به او خرد و اندیشه و قدرت اراده و آزادی در انتخاب بخشیده است. بنا بر این حاکمیت به مردم تعلق دارد و باید مردم نظام سیاسی و سازوکارهای حکمرانی و حاکمان جامعه را انتخاب کنند و هیچ قدرت سیاسی مافوق اراده مردم، نمیتواند از مشروعیت لازم برخوردار باشد.
از دیدگاه شهید مزاری نظام سیاسی باید بر مبنای یک قانون اساسیای ایجاد شود که نمایندگان مردم، آن قانون اساسی را قبلا تصویب کرده باشند و مجریان نظام سیاسی یعنی قوای سهگانه باید مشروعیت خود را از مردم بگیرند و در این رابطه «انتخابات» تنها میکانیزمی است که اندیشه بشری تا کنون برای اعمال حاکمیت، به آن دست یافته است. انتخابات هم باید به گونهای برگزار شود که اراده مردم را تمثیل کند یعنی اول باید عادلانه و آزاد برگزار شود و دوم فراگیر باشد و همه گروههای جامعه به شمول زنان حق رأی و مشارکت داشته باشند.
شهید مزاری در این رابطه سخنان بسیار صریح و روشن داشته که یک فراز کوتاه آن را نقل میکنم:
ما تنها راهحل مسأله افغانستان را در انتخابات میدانیم… ما معتقدیم که انتخابات باید کاملاً آزاد باشد و همه مردم افغانستان بتوانند در آن شرکت کنند. ما سیستم انحصار را به هر شکل و شیوه آن رد میکنیم و طرفدار شرکت کلیه مردم افغانستان اعم از زن، مرد، پیر، جوان و… برای تعیین در سرنوشت سیاسی هستیم، این عادلانه نیست که مردان حق شرکت در انتخابات داشته باشند ولی زنان از این حق مسلم انسانی، اسلامیشان محروم باشند. همه حقدارند که در انتخابات شرکت نمایند. (فریاد عدالت، ص ۳۲)
زنان از کلیه حقوق انسانی برخوردار هستند و میتوانند در همه عرصههای حیات اجتماعی- سیاسی کشور فعال باشند، انتخاب شوند و انتخاب کنند. (فریاد عدالت، ص ۵۵)
هموطنان گرامی!
دیدگاه و اندیشه شهید مزاری در باره مشروعیت نظام و اصل مهم انتخابات نه تنها برای وضعیت سه یا چهاردهه پیش کشور بلکه برای وضعیت امروزین افغانستان نیز راهگشا است. در این روزها میشنویم که شیخ هبت الله امیرالمؤمنین گروه طالبان برای کسب مشروعیت به لویه جرگه عنعنوی و عرفی متوسل شده و میخواهد خود را از قعر چاه نامقبولی و نامشروعی با این ریسمان فرسوده و کهنه بیرون بکشد.
ملاهبت الله و لویه جرگه:
این که رهبر گروه طالبان در صدد برآمده که برای حکومت خود مشروعیت، کسب کند، امری مثبت است چون فهمیده است که حکومتش نه مشروعیت ملی دارد و نه مشروعیت بینالمللی و بدون مشروعیت مردمی نمیتواند به چنین حاکمیتی ادامه بدهد. اما سؤال اساسی این است که جناب شیخ هبت الله آخوندزاده! شما تا کنون حکومت خود را کاملا مشروع و حکومت الله و حکومت شریعت میخواندید و اگر واقعا حکومت الله و شریعت است، چه نیازی به لویه جرگه دارید؟ اما اگر تا حالا مشروعیت نداشتهاید، پس چرا بیجهت و بیدلیل خود را امیرالمؤمنین خوانده و در این سه سال، بر خلاف ارزشها و احکام دین و شریعت، قدرت سیاسی و حق عمومی مردم را غصب کردهاید؟ و دیگر این که اگر حکومت شما تا کنون مشروعیت نداشته آیا لویه جرگه نمایشی و انتصابی که تحت سایه سیاه استبداد و تحت فشار فضای اختناق و زندان و شکنجه برگزار شود میتواند به شما مشروعیت ببخشد؟
در تاریخ افغانستان جرگهها بهویژه لویهجرگههای زیادی برگزار شده و به طور خاص قوانین اساسی در افغانستان، بهطور عمده از طریق دایر ساختن لویهجرگهها به تصویب رسیده است.
برای مشروعيت حقوقی و اسلامی لويهجرگه، گاهی استدلال شده که لويهجرگه همان مجلس مؤسسان است که در حقوق اساسی معاصر يکی از شيوههای دموکراتيک برای وضع و تصويب قانون اساسی محسوب میشود. اما باید گفت که مجلس مؤسسان یک نهاد مربوط به دنیای جدید است که اعضای آن برای تأسیس نظام سیاسی و تصویب قانون اساسی به طور مستقیم توسط مردم انتخاب میشوند و با لویه جرگه سنتی رایج در افغانستان کاملا متفاوت است.
گاهی هم گفته شده که لويهجرگه همان مجلس اهلحلوعقد یا مجلس شورا است که در عرف اسلامی، پیشینه تاریخی دارد. اما باید گفت که طبق تفسیر و دیدگاه اکثر متفکران اسلامی معاصر، مهمترین و معقولترین مصداق اهلحلوعقد یا شورا در شرایط امروز دنیا نهادی باید باشد که اراده ملت را تمثیل کند و امروزه این نهاد به نام پارلمان یا شورا شناخته میشود. مجلس پارلمان بدون شک متشکل از نمایندگان با صلاحیت و منتخب مردم است که واقعا اهلحلو عقد و به تعبیر برخی از فقها «اهل شوکت» و گرهگشای مشکلات جامعه هستند و میتوانند در باره مسایل مهم حیات اجتماعی آنان تصمیم بگیرند.
علاوه بر آنچه گفته شد لویه جرگه عنعنوی و عرفی که قرار است توسط گروه طالبان برگزار گردد، به هیچ صورت نمیتواند مشروعیتساز باشد زیرا اولا در یک فضای آزاد برگزار نمیگردد. لویه جرگهای که در سایه شمشیر برگزار شود نمایشی دیگر از استبداد سیاسی و انحصار قدرت است و ثانیا اعضای آن نمیتوانند از مردم نمایندگی کنند چون همگی انتصابی و فرمایشی هستند و ثالثا در این لویه جرگه نیمی از جمعیت افغانستان یعنی زنان را نادیده میگیرند و عدم حضور زنان به معنای حذف آنان از صحنه اجتماعی و تنزیل شأن انسانی آنان و واقعا به معنای آپارتاید جنسیتی است.
این نوع لویه جرگهها در تاریخ گذشته افغانستان هم نمونههایی داشته که هیچگاه بحران را حل نکرده است و تنها نتیجه آن پروپاگندا و استفاده تبلیغاتی به نفع رژیمهای حاکم بوده که این هم امروز به فضل خودآگاهی مردم، رنگ باخته و نمیتواند کسی را بفریبد.
- توزیع عادلانه قدرت:
اصل دوم برای مقبولیت و کارآمدی یک نظام سیاسی کنترل قدرت و نحوه اعمال قدرت و توزیع عادلانه آن است. آیا در نظام سیاسی حاکم میکانیزمی برای کنترل و مهار قدرت در نظر گرفته شده است؟ آیا میکانیزمی برای نحوه اعمال قدرت وجود دارد؟ آیا قدرت به صورت متمرکز در انحصار یک فرد یا یک گروه قرار دارد و یا به صورت متکثر و عادلانه توزیع شده است؟ آیا بر اساس اصل مهم تفکیک قوا و در محور قانون اساسی، قدرت سیاسی در بعد افقی، بین قوای سه گانه به صورت متوازن توزیع شده یا این که یک گروه و یک فرد به جای همه قوای سه گانه تصمیم میگیرد؟ آیا در بعد عمودی، قدرت تنها در انحصار دولت مرکزی است یا این که همه مناطق و گروههای اجتماعی و قومی و فرهنگی در ولایات و ایالات دارای اختیارات بوده و در تعیین سرنوشت و در اعمال قدرت مشارکت دارند؟
امروز در نظام طالبان برای تنظیم صلاحیتهای قوای دولتی و حقوق مردم، نه قانون اساسی وجود دارد و نه قوای سه گانه و نه اصل تفکیک قوا بلکه همه قدرت سیاسی در دست یک گروه و بلکه یک فرد تمرکز یافته است، به گونهای که انحصار قدرت حتی در داخل طالبان نیز فغان برخی از افراد خود آنان را بلند کرده است. این در حالی است که تمام احزاب سیاسی، اقوام و گروههای فرهنگی و مدنی و مخصوصا نیمی از جمعیت کشور یعنی زنان افغانستان به حاشیه رانده شده و حق آنان در تعیین سرنوشت غصب شده است.
راه حلی را که شهید مزاری برای برون رفت از بحران و جلوگیری از انحصار قدرت و توزیع عادلانه قدرت سیاسی در ابعاد افقی و عمودی مطرح می کرد، نظام غیر متمرکز فدرالی است. در سطح افغانستان اولین کسی که طرح تدوین قانون اساسی فدرال را ابتکار کرد، استاد مزاری بود. شهید مزاری با درک دقیق ریشههای بحران و تداوم بیعدالتیها و خشونتها در افغانستان، بر این باور بود که در سایه نظام فدرالی عدالت محور، حقوق همه اقوام و گروههای سیاسی به صورت بهتر تأمین میشود و وحدت ملی نیز به صورت اساسی تحقق مییابد.
شهید مزاری در یکی از صحبتهای خود گفت:
«ما تنها راهحل مشکل افغانستان را تشکیل یک حکومت فدرالی در این سرزمین میدانیم. ما معتقدیم که بدون ایجاد یک ساختار فدرالی که تأمینکننده خواستها و اهداف کلیه اقوام، مذاهب و گرایشهای سیاسی باشد بحران افغانستان حل نخواهد شد… در سیستم فدرالی حقوق ملیتها بهتر تأمین خواهد شد و وحدت ملی نیز بهصورت اصولی تحقق خواهد یافت.»
شهید مزاری بر این باور بود که فدرالیسم نه تنها موجب تجزیه و تفرقه نمیشود -آنچنان که عدهای میپندارند و همواره فدرالخواهان را به تجزیهطلبی متهم میکنند- بلکه وحدت ملی، تمامیت ارضی و حاکمیت ملی در سایه نظام فدرالی به صورت بسیار بهتر و مؤثرتر تأمین میشود و از تجزیه جلوگیری میگردد.
ایشان در جای دیگر از سخنانش در این مورد گفت:
«حکومت فدرال در کشورهای پیشرفته و آزادی خواه دنیا وجود داشته و موجب جذب و وصل ملیتهای متعدد است. ما معتقد هستیم تنها راه جلوگیری از تجزیه افغانستان و تأمین وحدت ملی و ارضی این است که همه ملیتها به حقوق شان برسند.»
حضار گرامی!
راه حل اصولی و اساسی برای بحران کنونی کشور نیز همان سازوکاری است که استاد شهید مزاری سه دهه پیش آن را فریاد کرد. هرچند برخی از نوچهژورنالیستها و روشنفکرنماها، سیاستمداران و پیروان شهید مزاری یعنی هزارهها را متهم میکنند که گویا از مسیر شهید مزاری منحرف شدهاند. آنان با زبان غیرمؤدبانه و بلکه با اهانت به رهبران و سیاستمداران هزاره، میگویند که شما یا باید با طالبان بجنگید یا سنی شوید! اما از این دسته دایههای مهربانتر از مادر باید پرسید که در آن روزگاری که از آسمان و زمین افغانستان بر شهید مزاری و هزارهها مرمی و آتش میبارید شما کجا بودید که از شهید مزاری و حقوق هزارهها دفاع کنید. بسیار بیشرمی است که شما به ما خط و اندیشه شهید مزاری را یاد میدهید و برای ما پالیسی تعیین میکنید! یاران و فرزندان شهید مزاری صغیر نیستند که نیاز به قیم و دستوردهنده داشته باشند. اندیشه شهید مزاری یک مکتب فکری و سیاسی با ابعاد گوناگون است و نمیتوان آن را به طور سلیقهای در یک موضوع دلخواه خود خلاصه کرد. امروز پیروان شهید مزاری از مکتب شهید مزاری آموختهاند که دوست و دشمن دایمی در افغانستان بیمعنا است و ما عاشق قیافه هیچ کسی نیستیم و خود ما باید مطابق با منافع مردم خود، پالیسی و خط مشی سیاسی و مبارزاتی خود را تعیین کنیم و همین است راه و خطمشی شهید مزاری.
امروز خوشبختانه همراه با اکثریت اقوام و گروهها و نیروهای سیاسی کشور، همگی ما در همان مسیر شهید مزاری یعنی معیار قرار دادن اراده آزاد مردم افغانستان، حرکت میکنیم و شورای عالی مقاومت برای نجات افغانستان نیز در طرح سیاسی خود به نام «طرح نجات کشور از بحران» به خوبی این راه حل را در چهار مرحله پیشنهاد کرده است یعنی ضرورت آغاز مذاکرات صلح با همکاری و نظارت سازمان ملل متحد، توافق همه اقوام و گروههای سیاسی با امضای یک توافقنامه جامع صلح، ایجاد یک دولت موقت انتقالی به مدت دوسال به منظور تطبیق توافقنامه و تدوین و تصویب قانون اساسی جدید برای نظام سیاسی جدید مورد قبول همه اقوام و برگزاری انتخابات عمومی آزاد و عادلانه برای تأسیس دولت انتخابی جدید و ورود به عصر افغانستان نوین.
اما در کنار این طرح، موضوع بسیار مهم دیگر این است که در شرایط حاضر که نظام انحصارطلب، تکقومی، تکمذهبی، تکزبانی و تکجنسیتی طالبان همه کشور و مردم را به گروگان گرفته و خود نیز به بن بست رسیده است، همه اقوام، جریانها و گروههای سیاسی باید صفوف خود را فشردهتر سازند. در این رابطه تلاشهای «شورای عالی مقاومت ملی برای نجات افغانستان» برای ایجاد یک چتر کلان سیاسی و هماهنگیهای بیشتر در جبهه مخالفان طالبان و همچنین آغاز فعالیت «مجمع ملی برای نجات افغانستان» با عضویت بیش از 60 گروه و حزب سیاسی و نهاد مدنی قابل تقدیر و حمایت است. ما انتظار داریم با این اقدامات مثبت، زمینه تحول و تغییر بنیادی در عرصه مبارزات سیاسی مردم افغانستان فراهم گردد.
کشورهای منطقه و جهان نیز باید بدانند که با تداوم حاکمیت نامشروع طالبان، دامنه ناامنی، فعالیتهای تروریستی، تقویت گروههای افراطی، افزایش مهاجرت و مشکلات دیگر در منطقه هر روز وسعت بیشتر مییابد. از این رو ما از جامعه جهانی و کشورهای منطقه میخواهیم که در روابط خود با افغانستان، منافع واقعی مردم افغانستان را در نظر گرفته و مردم ما را در برقراری حکومت مبتنی بر قانون، عدالت و مردمسالاری و متعهد و پایبند به کرامت انسانی و ارزشهای حقوق بشری و معاهدات بین المللی کمک کنند.
در پایان یکبار دیگر به روان پاک پیشوای عدالت خواهی شهید مزاری و همه شهدای راه عدالت و آزادی درود میفرستم و آرزو میبرم که روزی با برقراری نظام عدالتمحور مردم سالار، آرزوی دیرینه مردم ما جامه عمل پوشیده و کشور ما به صلح و امنیت پایدار و ثبات دایمی دست پیدا کند.
تشکر از توجه شما
السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.